وقتی ایرانیان پیر شوند

جمعیت ایران قبل از انقلاب اسلامی، حدود ۳۵ میلیون نفر بود. سیاست‌های افزایش‌موالید در سال‌های جنگ و بعد از آن، نرخ رشد جمعیت را تا ۳ و ۹ دهم رساند. حال جمعیت ایران به مرز ۷۵ میلیون نفر رسیده است.


در شرایط اقتصادی کنونی متولدین دهه‌های ۶۰ و ۷۰ درگیر مشکلات کار و مسکن هستند. از سوی دیگر روند تغییرات اجتماعی خود را در شکل کاهش میزان ازدواج، افزایش میزان طلاق‌ها، کاهش میزان باوری (یک ممیز هشت دهم درصد) و کوچک شدن خانواده به نمایش می‌گذارد.


بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی عمر هر انسان به ۵ مرحله تقسیم می‌شود. کودکی: از تولد تا ۱۸سالگی، جوانی: از ۱۸ تا ۳۵سالگی، میانسالی: از ۳۵ تا ۵۵ سالگی، دوران مسنی: از ۵۵ تا ۶۵سالگی و بالاخره دوران سالمندی: از ۶۵ سال به بالا.


در ایران طبق سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵، تعداد «سالمندان» برابر با ۵ میلیون و ۱۱۹هزار نفر یعنی ۳/۷ درصد جمعیت کل کشور بوده است. مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت گفته است با توجه به روند صعودی کنونی جمعیت سالمندان تا سال ۱۴۰۰خورشیدی به ۱۰ میلیون نفر یعنی حدود ۱۰ درصد جمعیت کشور خواهد رسید.


طبق برآوردها، این میزان تا سال ۲۰۵۰ میلادی به بیش از ۲۵ میلیون یعنی یک چهارم جمعیت آن زمان ایران خواهد رسید. در حالی که خانواده «بزرگ» که زمانی بصورت سنتی وظیفه نگهداری از سالمندان را برعهده می‌گرفت در آن زمان دیگر وجود ندارد، تکلیف سالمندان ایران چه خواهد بود؟


در سال ۱۳۶۵ به ازای هر ۱۱ پرداخت‌کننده حق بیمه، یک مستمری‌بگیر وجود داشت. این نسبت در سال ۷۵، هشت به یک شد. اکنون نسبت شاغلان به بازنشستگان به حدود دو واحد رسیده یعنی در مقابل هر دو نفر شاغل یک نفر بازنشسته می‌شود. این بدان معنی است که در آینده‌ای نه‌چندان دور، هر دولتی، یا باید چشم بر روی وضعیت سالمندان ببندد و یا منابع مالی عظیمی را برای بهبود وضعت آنان اختصاص دهد.


آنچه وضعیت سازمان بازنشستگی ایران را بغرنج کرده این است که تقریبا تمام ۷۵۰ میلیارد تومانی که هر سال از مشترکین شاغل خود می‌گیرد، بابت حقوق بازنشستگی همان سال می‌پردازد. به گفته کارشناسان اگر این روند ادامه یابد، شاغلان فعلی عضو سازمان بازنشستگی بعد از بازنشسته شدن ذخیره‌ای در صندوق نخواهند داشت.


در حال حاضر حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار سالمند تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی و ۷۰۰ هزار نفر نیز تحت پوشش سازمان بازنشستگی کشوری قرار دارند. بخشی دیگر تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند، اما آمار دقیق آن مشخص نیست. از پنج میلیون سالمند وضعیت بیشتر از سه میلیون نفر آن‌ها که تحت پوشش هیچ سازمان حمایتی قرار ندارند، مشخص نیست.

مشکل دیگر، حقوق بازنشستگی پائین است. میانگین حقوق بازنشستگی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزارتومان است و این حقوق کفاف هزینه‌های سالمندان را نمی‌دهد. این حقوق با تورم موجود همخوانی ندارد و بسیاری از بازنشستگان مجبورند با وجود سن بالا با سختی کاری بیابند تا بتوانند آبرومندانه زندگی کنند.

 

اکثر سالمندان به خدمات توانبخشی در زمینه‌های حرکتی، عضلانی، بینایی، شنوایی و روانی نیاز دارند. رئیس اداره سالمندان وزارت بهداشت ایران می‌گوید:«برای ارائه خدمات سالمندی در تمام سطوح باید نیروی انسانی متخصص فراهم باشد، در حالی که تعداد متخصصان رشته سالمندی در کشور از تعداد انگشتان دست هم کمتر است».


بر اساس گزارش وزارت بهداشت ایران در حال حاضر ۹۵ درصد سالمندان نیازمند سمعک، سمعک ندارند، ۴۲ درصد سالمندان نیازمند دندان مصنوعی، فاقد دندان هستند و ۹ درصد سالمندان هیچگونه درآمدی ندارند.


طبق آمارهای سازمان بهزیستی، ۱۳۶ مرکز شبانه روزی در ایران در قالب آسایشگاه و خانه سالمندان، حدود ۱۲ هزار سالمند را تحت پوشش دارند.


اکنون بخش اعظم سالمندان «تنها» یا همراه خانواده و فرزندان خود زندگی می‌کنند. با نگاهی به گرم‌خانه‌های شهرداری‌ها در کلان‌شهرها، که برای نگهداری از افراد بی‌سرپناه تشکیل می‌شوند، به خوبی می‌توان افزایش تعداد سالمندان بی‌سرپناه و بی‌بضاعت را دید.


وضعیت سالمندان ایرانی در این سال‌ها، آئینه‌ای است از وضعیت سالمندان فردا که یک چهارم جمعیت آن را تشکیل خواهند داد.