رابطه زناشويي خط قرمز دارد؟
رابطه زناشويي خط قرمز دارد؟
اين روزها مجبوري ساعتهاي زيادي در روز کار كني تا بتواني از پس اجاره خانه و هزينههاي زندگي برآيي. خستگي و استرس ناشي از كار از يك طرف، برآوردهنشدن نيازها و انتظار?هاي زندگي زناشويي هم از طرف ديگر وضعيت را بدتر ميکند...
برخي معتقدند رضايت از زندگي مشترک در احساسات مثبت، دوست داشتن، رضايت جنسي، توافق در امور اقتصادي، خانهداري و تربيت فرزند معنا ميشود.
رضا، كارمند 32 ساله، ميگويد: «5 سال است ازدواج کردهام. خيلي وقتها بوده که اگر هر 6 ماه يكبار رابطه زناشويي داشتم، برايم نعمتي بوده است.» از آن طرف اميرعلي كه 35 ساله است، ميگويد: «من حداقل بايد هفتهاي 2 بار با همسرم رابطه زناشويي داشته باشم.» گستردگي اين طيف در جامعه واقعا قابل توجه است. متخصصان اعتقاد دارند پايينبودن سطح ميل جنسي هم يکي از متداولترين مسائل و مشکلات جنسي خانوادهها در قرن حاضر است. اينکه ميل جنسي در حال حاضر نسبت به سالهاي قبل کمتر شده يا نه، مشخص نيست اما يک چيز قطعي است و آن اينکه شکايت خانمها بيشتر است. با دكتر سيدعلي آذين، متخصص پزشكياجتماعي و مدير درمان و مسوول كلينيك سلامت جنسي مركز درمان ناباروري و سقط مكرر ابنسينا درباره اين گفتوگو كردهايم که واقعا چه ميزان رابطه زناشويي طبيعي به حساب ميآيد.
آيا دفعات برقراري روابط زناشويي حد خاصي دارد؟
اين سوال براي بسياري از زوجها مطرح است اما پيش از پاسخ به آن لازم ميدانم در مورد باور نادرستي که متاسفانه بسيار هم شايع است، توضيح دهم؛ متاسفانه اغلب زن و شوهرها تصور ميكنند که معني رابطه زناشويي فقط انجام نزديکي است درحالي كه اين تفكر باعث ميشود زوج نهتنها خود را از لذت ساير تعاملهاي جنسي بهخصوص جنبههاي عاطفي آن محروم كنند، بلکه اگر به هر دليل براي هرکدام عذري ايجاد شود (از انواع بيماري تا شرايطي کاملا طبيعي مثل دوران قاعدگي) رابطه زناشويي آنها تعطيل ميشود و اين بهخصوص در درازمدت، براي زندگي زناشويي مفيد نيست. وقتي از رابطه زناشويي صحبت ميشود، منظور انواع تعامل ممکن بين دو طرف است که ميتواند از يک معاشقه ساده بدون نيت رسيدن به ارگاسم تا رفتار جنسي توام با اوج لذت جنسي براي يکي يا هر دو طرف يا در نهايت همراهي آن با نزديکي جنسي باشد. در مورد تعداد دفعات برقراري رابطه زناشويي نيز برداشتهاي نادرست بسياري وجود دارد که همکاران ما در بخش سلامت و همچنين رسانههاي معتبر و مسووليتپذير بايد براي اصلاح آنها تلاش كنند.
تعدد روابط زناشويي ضرري متوجه زوج نميکند؟
به عنوان يک قاعده کلي، در صورتي که ممنوعيت پزشکي وجود نداشته باشد (که موارد آن بسيار محدود و تشخيص آن نيز فقط با پزشک معالج است)، دفعات برقراري رابطه زناشويي هيچ محدوديت خاصي ندارد و هيچکس نميتواند براي آن عدد و رقم، تواتر يا کميت خاصي تجويز كند اما در مواردي مثل الگوي رفتار جنسي وسواسي يا اعتياد به روابط جنسي (که ماهيت مورد دوم هنوز هم مورد مناقشه است)، استثناء وجود دارد و بايد بهوسيله متخصصان، بهخصوص روانپزشکان، بررسي و پيگيري شود.
سلامت: پس اين باور كه يك زوج طبيعي بايد هفتهاي يكبار رابطه زناشويي داشته باشند، چندان درست نيست؟
تمايل به برقراري رابطه زناشويي در افراد مختلف متفاوت است و نميتوان گفت برقراري چه تعداد رابطه زناشويي در يك زمان معين نشانه طبيعي بودن همسران است. گاهي همكاران زوجهايي را براي درمان به کلينيک ارجاع ميدهند چون مثلا فقط ماهي يک بار رابطه دارند! ولي در بررسيهاي انجامشده، معلوم ميشود هيچ اختلال عملکردي وجود ندارد و هر دو طرف هم از زندگي جنسي و عاطفي خود راضي هستند. طبيعي است که ما هم جز دادن اطمينان به آنها که همه چيز عادي است، هيچ مداخله ديگري را صلاح نميدانيم.
برخي مردها معتقدند رابطه زناشويي انرژي زيادي از آنها ميگيرد، اين تصور درست است؟
نه! درواقع يکي از دلايلي هم که باعث ميشود موضوع دفعات رابطه زناشويي در اذهان اهميت ويژهاي پيدا کند، باورهاي غلط درخصوص انرژي لازم براي اين فعاليتها و احتمال ضعيفشدن بنيه و توان عمومي فرد است. يكي از چيزهايي كه افراد در مطبها و کلينيکها درخواست ميكنند، تجويز دارو يا مکملهاي غذايي براي تقويت بنيه عمومي يا جنسي براي خود يا شريک زندگي?شان است. بهنظر ميرسد باورهاي قبلي رايج در جامعه، در کنار تبليغات وسيع در خصوص محصولاتي با اين ويژگي، به فراگير شدن اين تصور غلط کمک کردهاند، بهخصوص در مورد مردان، چون فعاليت جنسي به خروج فراوردهاي از بدن منجر ميشود که از ديرهنگام به مفاهيمي همچون انرژي حياتي يا مايع حياتبخش و... منتسب ميشده است و اين، باور اينكه روابط زناشويي توانايي جسمي بالايي ميطلبد، بسيار تقويت كرده است. درحالي كه برخلاف تصور رايج، روابط زناشويي چندان فعاليت سنگيني محسوب نميشود. اگرچه ميزان مصرف انرژي در جريان اين رابطه به عواملي همچون نوع، مدت و شدت فعاليتهاي مختلف و جثه فرد بستگي دارد ولي مطالعههاي مختلف نشان ميدهند با وجود تنوع روابط، دامنه مصرف انرژي در مراحل مختلف يک ارتباط 30 دقيقهاي، بين 50 تا 150 کيلوکالري است (از يک رابطه ملايم تا رابطهاي بسيار فعال). اين اعداد وقتي بيشتر مفهوم پيدا ميکنند که بدانيد يک فنجان بستني وانيلي بهطور متوسط 300 کيلوکالري انرژي دارد، يعني انرژي لازم براي دو بار برقراري ارتباط زناشويي کاملا فعال!
چه زماني زيادهروي در اين رابطه نوعي بيماري به شمار ميرود؟
فعال بودن از لحاظ جنسي نهتنها ضرري ندارد بلکه با افزايش سن اهميت خاصي نيز پيدا ميکند. زنده و با طراوت نگهداشتن رابطه زناشويي در سنين بالاتر نهتنها به حفظ کيفيت زندگي و سلامت روان و حفظ صميميت زوج کمک ميکند، بلكه از لحاظ بيولوژيک نيز کارکرد و سلامت اندامهاي تناسلي در هر دو جنس با فعاليت جنسي مستمر تا سنين بالاتري تضمين ميشود.
آيا داشتن رابطه زناشويي كوتاهمدت، نااميدكننده است؟
اين مساله هم يک باور غلط ديگر است. همانطور كه گفته شد براي يك رابطه زناشويي موفق حداكثر يا حداقل زمان تعريف نشده است. برخي افراد فقط زمان بين دخول تا انزال را درنظر ميگيرند و در صورت كوتاه بودن اين فاصله ميگويند مرد دچار انزال زودرس است در حالي كه نوازش و بوسه نيز جزيي از رابطه زناشويي محسوب ميشود. از سوي ديگر اين مدت زمان صرف شده نيست كه اهميت دارد بلكه ميزان رضايت زوجين از رابطه مهم است. بنابراين اگر زوجي با «رضايت هر دو طرف» در تمام ايام هفته فعاليت جنسي دارند و از اين رابطه لذت ميبرند، هيچ دليلي وجود ندارد که بخواهيم آنها را از اين الگوي رفتاري نهي کنيم.
گاهي فقط يكي از طرفين ميل زيادي به داشتن رابطه زناشويي دارد يا در مورد زمان انجام رابطه اختلاف سليقه دارند. چه توصيهاي به اين زوجها ميتوان داشت؟
اگر تمايل و نياز جنسي يک طرف بيشتر است، شريک زندگي او ميتواند با ارتقاي دانش و مهارتهاي جنسي و حتي بدون نياز به انجام نزديکي، به اين نياز پاسخ دهد چون ميزان ميل و نياز جنسي نيز مثل بسياري از متغيرهاي انساني ديگر از يک فرد به فرد ديگر و حتي در مقاطع زماني متفاوت در يک فرد متفاوت خواهد بود. توصيه ميشود دو نفر که کانديداي ازدواج با يکديگر هستند، در مورد بسياري از مسائل از جمله ديدگاه خودشان درباره روابط زناشويي و اهميتي که در زندگي مشترک براي اين موضوع قائل هستند، صحبت کنند، ولي در بهترين حالت هم نياز و تمايل جنسي زوج هميشه کاملا همخواني ندارد. در مواجهه با اين مساله، همانند بسياري از موضوعات ديگر، زن و شوهر بايد به يک تعامل سازنده دست يابند؛ بهنحوي که احساس نکنند مورد بيتوجهي قرار گرفتهاند و از سوي شريک زندگي، تحتفشار هستند. بهعلاوه درخصوص درخواستهاي جنسي، زن و شوهر بايد صميمانه گفتوگو کنند و خواستههاي خود را با يکديگر در ميان بگذارند. مثلا هنوز بسياري از خانمها از اينکه پيشنهاددهنده شروع رابطه زناشويي باشند، اکراه دارند يا آن را صحيح نميدانند در حالي که چنين تصوري اصلا درست نيست و برخي مردان توقع چنين رفتاري را دارند بدون آنکه به آن هيچ اشارهاي بکنند. چنين تعاملي در مورد ساير متغيرهاي ممکن مثل زمان رابطه، مکان آن و نوع رفتارها و همچنين موقعيتهاي ممکن براي برقراري رابطه زناشويي بايد وجود داشته باشد. اتفاقا با بهره بردن از همين متغيرها ميتوان با وجود گذشتن سالها از زندگي مشترک، از يکنواختي و سرد شدن رابطه پيشگيري كرد. زوجي که به دنبال خوشبختي هستند، بايد براي رسيدن به آن هر کدام به نيازهاي طرف مقابل احترام بگذارند. در صورت محققشدن اين شرايط، عملا به نيازها و خواستههاي خود نيز دست يافتهاند. صدالبته چنين تعاملي همراه با حسننيت با آنچه عدهاي به شکل کاسبکارانه در زندگي به دنبال آن هستند، تفاوت دارد.
خالقا